.jpg)
ایرانی
=====================
سلن دیون
سلن دیون با نام کامل ( CELINE MARIE CLAUDETTE DION ) در ۳۰ مارس سال 1968دیده به جهان گشود.او که کوچکترین عضو خانواده ۱۶ نفری دیون ها بود.درروستای کوچک شارلمان واقع در سواحل شمالی رودخانه سنت لورنس در شرق مونترال کانادا در خانواده ای روستایی و البته اهل هنر بزرگ شد.نام او برگرفته از ترانه ای به نام سلن بود که مادرش در زمان بارداری او به آن بسیار علاقه مند بود و همیشه آن را می خواند. او بهمراه دیگر خواهران و برادرانش در کافه ای که متعلق به والدینش بود کار می کرد و سلن کوچولو در همین کافه برای مشتریان کنسرت اجرا می کرد.پدر او نوازنده آکاردئون بود و مادرش نیز نوازنده ویلن و بچه های این خانواده در فضایی آکنده از موسیقی به رشد و شکوفایی استعدادهای خود در این زمینه مشغول بودند.شاید اولین باری که سلن چشم حاضرین را به خود خیره کرد در مراسم جشن عروسی برادرش،میشل بود که ترانه ای را خواند و مورد تشویق حاضرین قرار گرفت.
وی در حالیکه ۱۲ سال داشت (یعنی در سال ۱۹۸۰)با کمک مادرش ترانه ای را با نام «آن تنها یک رویا بود» ( CE N`ETAIL QU`UN REVE )را بر روی نواری از رمو خواننده معروف فرانسوی ضبط کرد و آن نوار را به آدرسی که پشت آن نوار بود،فرستاد؛ آدرس متعلق به « رنه آنژیل » RENE ANGELI ) ) بود، کسی که در سالهای بعد مدیر برنامه ها و همسر سلن شد . رنه بعد از شنیدن آن آهنگ از سلن که نوجوانی ترکه ای و لاغر اندام بود دعوت بعمل آورد تا این آهنگ را بطور زنده در دفتر او اجرا کند.هنگامی که سلن این آهنگ را زنده اجرا کرد،رنه آنچنان تحت تاثیر قرار گرفت که در حضور سلن گریه کرد.همین امر باعث شد رنه که شخصی معروف در ایالت کِبک بشمار می رفت برای تولید دو آلبوم که «صدای خدا»و«سلن سرود کریسمس می خواند»به تکاپو بیفتد و زمینه را برای تولید اولین آلبومهای سلن فراهم کند.این امر آنچنان ذهن رنه را به خود مشغول کرد که او برای تولید این دو آلبوم،خانه خود را به رهن گذاشت تا هزینه تولید این دو آلبوم فراهم شود.
اولین ترانه ی وی (LA VOIY DU BON DIEU صدای خدا ) بود که در سال 1981 منتشر شد . سلن در بین سالهای ۱۹۸۱ تا ۱۹۸۹ چندین آلبوم را انتشار داد که تمامی آنها به زبان مادری او یعنی فرانسوی بودند و ابته برنده چندین جایزه نه چندان مهم شدند. اما در سال ۱۹۹۰ او اولین آلبوم انگلیسی خود را تولید کرد که تفاهم نام داشت.این آلبوم فروش خوبی کرد و رکوردی را در کانادا بر جای گذاشت،چرا که این آلبوم به فروش 000/600 نسخه ای در کانادا رسید و البته 000/20 نسخه نیز در دیگر کشورها فروش کرد و این موفقیتی بزرگ برای او بود، زیرا به اولین رکورد طلایی خود که بیش از 000/500 نسخه بود،رسید.
در سال ۱۹۹۱ با «استیون اسپیلبرگ»، کارگردان سرشناس آمریکایی بر سر خواندن ترانه ای برای فیلم او وارد مذاکره شد، اما این آهنگ هرگز توسط او خوانده نشد و خواننده دیگری آن را خواند ولی این زمینه ای رابرای اجرای آهنگ کارتون «دیو و دلبر» ساخت «والت دیزنی» شد،او این آهنگ را در مراسم اسکار با «پابلو برایسون» به اجرا گذاشت و موفق شد در روز تولد ۲۴ سالگی اش جایزه اسکار را از آن خود کند. در اکتبرهمین سال،کنسرتی بسیار باشکوه در شهر تورنتو و در حضور زوج جنجال برانگیز دربار انگلیس یعنی «پرنس چارلز» و «پرنس دایانا» به اجرا گذاشت و مورد تشویق و لطف آنها قرار گرفت. ودر همین سال توانست با اجرای ترانه ی ( Beauty and The Best ) به همراه ( ( PAEBO BYSON به شهرت جهانی دست پیدا کند .
در ۳۱ مارس ۱۹۹۲ شروع به تولید دومین آلبوم انگلیسی خود با نام «سلن دیون» کرد و با انتشار این آلبوم موفق شد،دومین رکورد طلایی خود را بدست آورد.بعد تز این آلبوم کنسرتهای مختلفی در اروپا،استرالیا،آسیا و آمریکا برگزار کرد که مهمترین آنها کنسرتی بود که در حمایت از کودکان مبتلا به ایدز در لس آنجلس برگزار کرد و آن را «برای کودکانمان» نام نهاد تا عواید حاصل از این کنسرت را به کودکان تعلق دهد.
از دیگر کنسرتهای او می توان به کنسرتی که در جشن «جوان» آمریکا در حضور « بیل کلینتون »،رئیس جمهور وقت آمریکا و همسرش ملاری کلینتون به اجرا گذاشت و با آهنگ « عشق کوهها را تکان می دهد » بر بانوی شماره یک آمریکا تاثیر بسیار گذاشت و او برای این آهنگ از سلن دیون تشکر و قدردانی بسیار با شکوهی به عمل آورد.
خانم سلن در سال ۱۹۹۳ آلبوم «رنگ عشق من» را وارد بازار کرد.این آلبوم نیز فروش بالای داشت و سروصدای زیادی بر پا کرد بخصوص آهنگ «قدرت عشق» که تا چهار هفته در صدر جدول بهترین آهنگها در اکثر کشور بود.این آلبوم نه تنها در آمریکا و اروپا پر سروصدا بود ،بلکه در آسیا بخصوص،ژاپن به فروش بالایی دست یافت.این آلبوم بالغ بر 000/000/1 نسخه در کانادا فروش کرد و این رکوردی الماسین برای او بشمار می رفت،زیرا اولین خواننده کِبک بود که به چنین فروشی رسیده بود. و لازم به ذکر است که ترانه( MY HEART WILL GO ON ) وی پـرفـروشـترین ترانه ارکسترال بشمار می آید. بزرگترین رویداد زندگی او در ۱۷ دسامبر ۱۹۹۴ روی داد،چرا که او با رنه آنژیل که از کودکی او را میشناخت و ۲۶ سال از او بزگتر بود(رنه آنژیل ۲۶ سال از خانم سلن بزگتر بود) در مونترال ازدواج کرد.این یکی از ازدواجهای بزگ در کانادا بود.
در سال ۱۹۹۵ سلن یک آلبوم فرانسوی را وارد بازار کرد.این آلبوم که شعر و آهنگش از ژان ژاکوس یکی از بزرگترین آهنگسازان و ترانه سرایان بزرگ فرانسه بود به موفقیت بزرگی دست یافت زیرا این آلبوم در طول یک روز 00/57 نسخه در فرانسه فروش کرد و در مدتی کمتر از هفت ماه به پر فروش ترین آلبوم فرانسوی مبدل شد. وی به رکورد دیگری دست یافت، زیرا در طول همین سال اولین کسی شد که هم پرفروش ترین آلبوم فرانسوی و هم پرفروش ترین آلبوم انگلیسی زبان را وارد بازار کرد. سـلن بمدت 2 سال از عرصه موسیقی بدور بود. یکی به عـلت آن که شوهرش مبتلا به سرطان گلو شده بود وبـایـد از وی مراقبت می کـرد و آنکه باید از پسر تازه متولد گشته خود ( RENE CHARLES ANGELIL ) نیز پرستاری میکرد.
سلن توانست چندین جایزه معتبر بعنوان هنرمند سال، ترانه سال، خواننده محـبـوب و پـرفـروش تـرین آلبوم را از سوی : , Juno , American award Grammy, World music award , Felix دریافت کند. او موفق به کسب نشان افتخار از دولت کانادا گردیده است. هم اکنون ثروت وی را در حدود 400 میلیون دلار برآورد کرده اند .
از دیگر نکاتی که درباره سلن قابل ذکر است می توان به عطر اختصاصی وی اشاره کرد که این عطر در سال 2003 پرفروشترین عطر سال گردید . همچنین او داری یک مجله به نام خود می باشد و چندین رستوران در آمریکا و کانادا . سلن به بازی گلف علاقه مند است و کلکسیونی از صد ها جفت کفش دارد . وی مـوفـق بـه دریـافـت دیـپـلم مـتــوسط نگردید زیرا ازدبیرستان ترک تحصیل کرد.
زنده یاد هایده:
نام : معصومه دده بالا نام هنری : هایده تاریخ تولد : 1321 محل تولد : تهران تاریخ وفات : 1368 محل وفات : آمریکا
هایده در سال 1321 هجری شمسی درتهران ( و بنا بر قولی در یکی از روستاهای کرمانشاه) بدنیا آمد. وی کارش را در رادیو با برنامه گلهای رنگارنگ آغاز کرد و از همان اوایل نام خود را در شناسنامه موسیقی ایران به ثبت رسانید.
هایده در سن بیست و شش سالگی،در ۱۳۴۷، فعالیت حرفه ای خود را با خواندن ترانه “آزاده” اثر استادش علی تجویدی که بر روی آخرین سروده رهی معیری ساخته شده بود آغاز کرد. اجرای این اثر با ارکستر بزرگ گلها در رادیو تهران موجب شهرت هایده شد. وی پس از اجرای چندین اثر دیگر از تجویدی، از نخستین سال های دهه ۱۳۵۰ به خواندن ترانه های پاپ علاقه مند شد که بیشتر از ساخته های جهانبخش پازوکی، محمد حیدری و انوشیروان روحانی بودند.
ترانه هایی چون “نوروز آمد”، “سوغاتی” و “گل سنگ” از معروف ترین ترانه های هایده در آن دوران است. وی چندی پیش از پیروزی انقلاب راهی لندن شد و از ۱۳۶۱ در لس آنجلس به فعالیت ادامه داد. اجرای ترانه های نوستالژیکی که گویای حال ایرانیان از ایران گریخته و حتی ایرانیان مقیم داخل بود هایده را بیش از پیش محبوب ساخت.
هایده، سر انجام، در سال 1368 در شهر سانفرانسیسکو، به سکته قلبی درگذشت. تجویدی خود در یک
گفتگوی رادیویی در شرح ساخت و پرداخت آزاده گفته است که رهی پس از آن که نیمی از ترانه را ساخنه،
بیمار شده و بر اساس حالاتی که به خاطر آن کسالت در وجودش بوده، بقیه را با سوز و حال بیشتری تمام کرده است.

______________________________________________________________
2- زنده یاد مهستی:
نام:خدیجه دده بالا نام هنری:مهستی تاریخ تولد:1325 محل تولد: تهران تاریخ وفات: 1386
محل وفات: آمریکا
نخستین آوازهای او در مجموعه گلها به کارهای او اعتبار بخشید و او را به خواننده ای محبوب در دهه های چهل و پنجاه بین مردم بدل ساخت و به علاوه راه را برای ورود خواهر بزرگترش، هایده به عالم خوانندگی نیز باز کرد.
گفته می شود که هایده، خواهر مهستی، کار خود را پنج سال پس از او آغاز کرد.
در طول 35 سال کار خوانندگی، مهستی آهنگ های ماندگار بسیاری اجرا کرد.
کمی پس از انقلاب اسلامی ایران، وی به بریتانیا رفت و پس از چند سال به آمریکا مهاجرت کرد. در سال 2005 نیز در این کشور توسط جمعی از ایرانیان از وی برای 35 سال فعالیت در زمینه موسیقی سنتی و پاپ ایرانی تقدیر به عمل آمد.
از وی 35 آلبوم موسیقی منتشر شده که اغلب آنها با استقبال روبرو شده است.
او در ماه مارس 2007 اعلام کرد که از چهار سال پیش به بیماری سرطان مبتلا شده است. او در سال های پیش از مرگ در "سنتا روزا" در کالیفرنیا با دخترش سحر و همسرش ناصر و دو فرزند دیگرش زندگی می کرد.
دوبار ازدواج داشتهاند ولی هر دوی ازدواجها منجر به طلاق گردیدهاست . از ازدواج اول با کورس ناظمیان صاحب دختری به نام سحر هستند. ازدواج دوم ایشان هم با بهرام سنندجی صاحب کارخانه? کفش بودهاست .
سر انجام به علت بیماری سرطان روده بزرگ در کالیفرنیا چشم از جهان فرو بست

____________________________________________________________
3-سیاوش قمیشی:
(متولد(1324)1945در اهواز و بزرگ شده در تهران)آهنگساز شاعر تنظیم کننده و خواننده ای ست که در بین عموم به عنوان خواننده و… برای خواص به عنوان آهنگساز و خواننده اعتباری ویژه و متفاوت دارد
سیاوش قمیشی خود سالهای 1970 را در انگلستان (مهد موسیقی راک) گذرانده و آموزش موسیقی دیده است. موسیقی گروههای بزرگ غربی و شرایط زمانی مکانی فعالیت آنها را از نزدیک درک و لمس کرده و آثارشان را عملا مشق و اجرا نموده است. این آمیختگی عملی با موسیقی روز دنیا در کنار ذهنیت و ناخودآگاه انباشته از ملودی های موسیقی ایران, زمانی که منشا خلق هنری قرار گرفتند ترکیبی نو و بدیع از ملودی و هارمونی را پدید آوردند که پیشتر همانندی نداشت. از این روست که موسیقی سیاوش قمیشی را یکی از بهترین نمونه های هنر هم نسلانش می دانیم.
صدای زخمی و خش دار, آمیخته با تحریرها و غلت ظریف آواز ایرانی جملات آهنگین را با صمیمیت و احساسی ژرف و بی غش می خواند که گویی شعر و آهنگ تنیده بر هم, از جان خواننده بر می آیند و بر دل شنونده می نشینند. به جرات میتوان گفت هیچ آهنگسازی در موسیقی ترانه ی نوین ایران, در طی سی سال گذشته همانند سیاوش قمیشی حرکتی رو به جلو و کمال طلب با حفظ و افزایش روز افزون تعداد مخاطبان نداشته است.
موسیقی و صدای سیاوش همچون زندگی اش ساده, روان و بی پیرایه است و به سادگی در ضمیر پاک جوانان می نشیند و شاید از این روست که جوانان بسیار دوستش می دارند چرا که جوانی مظهر سادگی و یکرنگی ست. سیاوش قمیشی مانند سرزمین زادگاهش انسانی آفتابی است
_________________________________________________________--
4-لیلا فروهر:
لیلا فروهر ستاره موزیک و سینمای ایران در چهارم اسفند ماه در شهر اصفهان و در خانواده ای هنرمند دیده به جهان گشود. پدرش جهانگیر فروهر اشراف زاده بود که به ارزشهای اشرافی پشت پا زد و وارد عرصه هنر و سینما شد . او در بیش از 80 فیلم سینمای ایران به ایفای نقش پرداخت .
او در سال 1344 با فیلمهای “مراد و لاله ” و “خروس جنگی ” وارد سینمای ایران شد و با سن و سال کمی که داشت از پرکارترین هنرمندان ایران بشمار میرفت تا جایی که به او لقب ” کودک خردسال سینمای ایران ” را دادند.از درخشانترین فیلمهای لیلا فروهر میتوان به فیلم “سلطان قلبها” به کارگردانی محمد علی فردین اشاره کرد.بازی درخشان و هنرمندانه لیلا با همه کودکیش در این فیلم اعث شد فردین جشن تولد 9 سالگی لیلا را در سندیکای هنرمندان برایش برزار کند جشنی که لیلا از آن به عنوان بهترین هدیه زندگی خود یاد می کند . او تا سال 1358 در بیش از 45 فیلم سینمای ایران به ایفای نقش پرداخت.
پس از انقلاب در نوامبر 1986 از ایران خارج شد و فعالیت هنری خود را در خارج از کشور با یاری خواهرش ” فریبا فروهر ” آغاز نمود.لیلا فروهر تا به امروز بیش از 20 آلبوم ترانه به بازار عرضه کرده و صدها کنسرت موفق در سراسر دنیا اجرا نموده که از باشکوترین و به یادماندنی ترین کنسرتهایش می توان به شب سوم اگست 2003 در سالن کداک تیتر اشاره کرد.شبی که همگان آن را به نام شب لیلا فروهر در دفتر خاطرات خود ثبت نمودند.
لیلا هنرپیشه قدرتمندیست ، او با استیج و نور و صدا از کودکی آشناست و استعداد بی نظیری در اجرای برنامه های زنده دارد….
لیلا فروهر در 19 آگست 2004 بر روی کشتی عشق آغاز زندگی مشترکش با یک ایرانی موفق و یک چهره آشنا و محبوب و مطرح ایرانی با اسی نبی جشن گرفت و تا به امروز زندگی با عشق را همراه با همسر و خانواده اش سپری می کند و همچنان با آثار زیبایی که هر سال عرضه می کند برای دوستدارانش پیام آور عشق و صلح و محبت است . قلب های بیشماری در ایران و سراسر دنیا به عشق لیلا می تپد… به راستی شایسته است که او را شاهدخت موسیقی ایران بنامیم.

__________________________________________________
5-بیوگرافی کامران:
نام کامل: کامران جعفری تاریخ تولد: ۲۵ نوامبر ۱۹۷۸ محل تولد: تهران - گیشا رنگ چشم: قهوه ای رنگ مو: مشکی
محل زندگی: وولندهیلز لوس آنجلس لقب: کامی حیوان: ببر چینی زبان: فارسی . ا نگلیسی . فرانسوی . و تا حدودی ترکی خواندن به زبان های: فارسی . انگلیسی . اسپانیایی . عربی .
ترکی . فرانسوی ورزش های مورد علاقه: هاکی . فوتبال . بسکتبال
اوقات فراغت به چه کارهایی می پردازه: نواختن پیانو. ساختن
موزیک . رقص . ورزش
کامران بعد از آغاز کردن دوره دبیرستان در مونترال کانادا علاقه شدید و قابل توجهی توجهی به موزیک در بین خانواده و دوستانش پیدا کرد . او در سنین جوانی به یک گروه پیوست . او خواندن را در در کلوب های مختلف در هر هفته شروع کرد ، اگر چه او در این راه بسیار جوان بود . تحصیل در مدرسه برای او قسمت بزرگی از زندگی بود ، رشته تحصیلی او به مدت سه سال تکنسین خلبانی بود . بعد از مهاجرت به ونکور ، کامران به رامین زمانی پیوست ، که رامین آگاه بود نسبت به موسیقی البته نه تنها در مونترال بلکه مبتکر در موسیقی ایرانی که با یکدیگر به شهرتی در یک محله در گروهی که پرواز نامیده می شد رسیدند . اشخاص دیگری در این گروه جایگاه های دیگری داشتند . فریدون ، هنگامه ، و کامران ، سه نفر خواننده این گروه بودند و در تمام مدت رامین زمانی نوازنده گیتار وکال بود و علی الهی کیبورد می نواخت و علی قاسمی هم نوازنده پرکاشن بود . آنها با همدیگر یک آهنگ بنام ایران ، ایرانم را در سراسر جهان انتشار دادند . این بزرگترین موفقیتی بود که آنها کسب کرده بودند . آهنگ ایران ، ایرانم نوشته ، ساخته و تنظیم رامین زمانی بود . بزرگترین فرصت غیره منتظره در راه بود ، وقتی که بزرگترین گروه موسیقی پاپ ایران در حال شکل گیری بود ، "بلکتز " ،شهبال شبپره یکی از با نفوذ ترین اشخاصی بود که در موسیقی ایران محبوبیت بسیاری داشت ، او با کامران ملاقات کرد . بعد از این ملاقات کامران و برادرش هومن عضو های جدیدی از بلکتز بودند . این تصاحب یک فرصت باورنکردنی در مرحله ای دیگر در زندگی کامران بود . کامران مفتخر بود از اینکه عضوی از گروهی شده که سوپر استار های و موزیسین های متعدد و مطرحی در موسیقی ایرانی داشته است .کامران از دختری خوشش میاد که ایرانی باشه

______________________________________________________-
6-هومن
نام:هومن جعفری تاریخ تولد1980/11/23 مکان تولد : تهران ملقب به هامی هومی محل زندگی:وودلند هیلتز کالیفر نیا سر گرمی های هومن: نواختن پیانو . هر روز به مدت چند ساعت
پپیانو تمرن می کند او می گوید که پیانو یک عامل اصلی در ساختن موزیک می باشد و برای ایفای نقش او بسیار مهم است ورزش های مورد علاقه : فوتبال _ هاکی_بسکت بال_ کشتی
و بیشتر وقت ها هم با برادرش کامرن به ورزش می پردازند در ضمن طرفدار تیم پرسپولیس هستند
کارهای مورد علاقه: خوانندگی_بازیگری در صحنه های نمایش کاری که از ان نفرت دارد: رنجاندن دیگران ماشین:بی ام و مشکی رقص مود علاقه: رقص و موزیک غربی که مخصوص مایکل
جکسون است
هومن دختر با صداقت و احساساتی و رمانتیک رو دوست داره کاری که ازش نفرت داره: اذیت کردن دیگران

_________________________________________________-
7-هلن:
هلن در شهر تهران به دنیا آمده است. او خوانندگی را از همان دوران بچگی شروع کرد. او در سن 15 سالگی، تحصیلاتش را در هنرستان موسیقی به ویژه در زمینه اپرا و پیانو آغاز کرد. او در سال 1364 به آلمان رفته و شروع به سازماندهی کنسرتها و اجراهای زنده در شهرهای مختلف آلمان به همراه دیگر خوانندگان مشهور ایرانی نمود. هلن در سال 1374 به آمریکا رفت و خوانندگی را به صورت حرفه ای ادامه داد. تا کنون، هلن 4 آلبوم در زمینه موسیقی پاپ منتشر کرده است. وی میتواند به زبانهای فارسی، ارمنی، انگلیسی، اسپانیایی و عربی بخواند.

_______________________________________________________
8- امید:
نام کامل:امید سلطانی تولد: ششم مرداد هزار و سیصد و چهل و پنج
محل تولد: چهار محال و بختیاری“ پل چوبی“ و بزرگ شده ی تهران
از ده سالگی در کنار هنرهایی مثل خطا طی و نقاشی احساس کرد که صدایی برای
خواندن نیز دارد. روزگار گذشت و امید در 18 سالگی در جبهه جنگ حضور یافت
سپس برای تحصیل در سالیان بعد به ترکیه مهاجرت کرد و در آنجا برای تامین نیاز
مالی برای تحصیل تصمیم به استفاده از استعدادش در زمینه خواندن کرد و در
کاباره ها به خواندن پرداخت
امید تحصیلات خود را نیز تا مهندسی معماری ادامه داد و پس از آن و وقتی که در
خواندن نیز به موفقیت دست یافت و تجربه کسب کرد تصمیم گرفت تا اولین آلبوم
خود را روانه بازار کند.اولین آلبوم امید باران نام دارد که تمام مراحل ضبط آن در
ترکیه انجام شد و به وسیله کمپانی معتبر ترانهبه مدیریت وارطان آوانسیان و
جهانگیر طبریایی در سال 1992 میلادی در سراسر جهان پخش شد و به فاصله
اندکی پس از پخش این آلبوم صدای امید برای همیشه در موزیک ایران جاودانه شد
ترانه باران با آهنگسازی کیومرث سلیم پور و ترانه زیبای رحمان شکوفه پور به زیباترین و بدیع ترین
آهنگهای امید و حتی موسیقی ایران تبدیل شد
بعد از موفقیت این آلبوم امید راهی آمریکا شد تا در شهر فرشتگان به فعالیت هنری اش
ادامه دهد.
و ثمره تلاش او در آن سالها چهار آلبوم دیگر به نامهای
(( هردوعاشق 1994)) و ((حضرت عشق 1995 ))
(( پرسه های عاشقانه1997)) و ((سربلند 2000))
ار امید متفاوت تر از همیشه با استفاده و ترانه های زیبا بر روی آهنگها و ریتمهای مدرن و به روز و تسلط مثال زدنی خود در اجرا همه را غافلگیر میکند.

______________________________________________________
9-منصور:
نام:منصور جعفری / متولد ۶/۵/۱۳۵۳ / محل تولد تهران / بیشتر دوران کودکی خود را در کنار مادربزگش در میدان ژاله گذراند / در سن ۱۳ سالگی ایران را ترک کرد / در سن ۱۷ سالگی به صورت حر فه ای کار را با اساتید موسیقی آغاز کرد / در سال 1999 در یک فیلم آمریکایی ایفای نقش کرد / اکنون ساکن لوس آنجلس می باشد / مجرد هست
او درباره خواندن در ایران و برگشتن به ایران این چنین می گوید :
در ایران ( خواندن ) فعلاً برای من یک آرزوی دور است ...
(نگاه غمگین منصور ما را چند لحظه ای وادار به سکوت کرد.)
اما هر چه کشوری که در آن برنامه دارم به ایران نزدیک تر باشد، احساس من هم به ایران بسیار نزدیک تر است
مثلاً در دوبی به دلیل حضور دوستان زیادی که از ایران به آنجا آمده بودند،
احساس نزدیکی خاصی به مردم و ایران می کردم
منصور درباره ی این همه موفقیت در خارج از ایران چه در زمینه موسیقی و چه در زمینه تجارت می گوید :
به نظر من باید همیشه هدف راخیلی بالا گرفت و برای رسیدن به آن تلاش کرد،
در این صورت دستیابی به نقطه ای پایین تر از هدف هم ، میتواند موفقیت مطلوبی، باشد....
خبر جدید : منصور در حال تهیه کردن موزیک ویدیو آهنگ های "بازی" و "دستمو بگیر" می باشد . سوپرایز منصور در موزیک ویدیو دستمو بگیر حضور دوباره ی خانوم "کندس" هست که امیدواریم ویدیو زیباتری را نسبت به ویدیو های قبلی منصور شاهد باشیم .
امروز منصور قسمتی از زندگی میلیون ها ایرانیست. به نظر میرسد که صدای منصور در هر خانه ای شنیده میشود. در چنین روزگاری پیام امیدبخش منصور از هر زمان دیگری مهم تر است.منصور به این حرف گاندی اعتقاد دارد : (( تو باید همان تغییری باشی که انتظار داری در جهان به وقوع بپیوندد. ))
منصور در حال حاضر در لس آنجلس زندگی میکند ٬ اما بیشتر وقتش به سفر در دور دنیا میگذرد. گرچه منصور دیگر در ایران زندگی نمیکند اما ایران همیشه قسمتی از وجود اوست و همیشه با او خواهد بود

_______________________________________________________
10-هنگامه:
هنگامه در لاهیجان-ایران متولد شد.او به همراه خانواده و خواهر بزرگترش از سه سالگی به تهران آمدند.
از همان دوران کودکی او هیجان و شوق زیادی در خوانندگی و نمایش داشت که پدرش اولین کسی بود که
این شوق و هیجان را آشکار کرد. عشق بی پایان و حمایت پدرش سبب تقویت مراحل اولیه ی زندگی به صورت نسبتا آشکاری شد و او را برای شرکت در کلاس های موسیقی به همراه تعدادی از استادان
موسیقی کلاسیک فارسی تشویق کرد. مهارت او در نواختن نی و فلوت سبب شد تا پدرش برای یادگیری مد
های موسیقی کلاسیک فارسی "ردیف" اعتقاد پیدا کند و شالوده ی علمی او به صورت موثری پیشرفت کند
همانند خودش که به این سبک موسیقی بسیار علاقه مند و باسواد است . هنگامه از حمایت خانواده و دوستانش ،همانطور که بزرگ می شد ،لذت می برد. او در سراسر دوران
تحصیلی اش درتعداد متعددی مسابقات ناحیه ای و محلی شرکت کرد و همیشه در زمره ی بی نظیران بود .
او همواره بعد از پایان تحصیلش آرزو داشت خواننده ای حرفه ای شود، اما این آرزو بعد از تغییرات تحمیل
شده توسط دولت جمهوری اسلامی نمی توانست به حقیقت بپیوندد. بعد از پایان دوره ی دبیرستان ،
ازدواج کرده و صاحب فرزند دختری شد ،اما هرگز تصور درباره ی آرزوی زندگی خود را که خواننده شدن
بود ، فراموش نکرد. سر انجام هنگامه به این نتیجه رسد که برای رسیدن به آرزویش ، راهی به جز
ترک وطن و مهاجرت به خارج را ندارد.ه در دوره ی بسیار کوتاهی طرفداران بسیاری به دست آوردند. محبوبیت آنها
در حال حاضر فراتر از وانکوور توسعه پیدا کرده است و جمعیت ایرانی بسیاری در لس آنجلس به
صورت ناگهانی به استعداد و ذوق آن ها علاقه مند شدند. آلبوم جدید
بدون شک فصل جدیدی را در خط مشی خوانندگی هنگامه باز کرد .آرزوی سال های گذشته هم اکنون به
واقعیت تبدیل شده است . عشق بی نهایت و حمایت توسط طرفداران و احترام ار جامعه ی موسیقی ایرانیان
آرزو را در هنگامه تقویت کرد و او برای تبدیل شدن میراث تاریخ موزیک ایرانیان گام برداشت.

_________________________________________________________
11-گوگوش:
نام:فائقه آتشین
- متولد سال 1328 در تهران.
- دارای مدرک تحصیلی متوسطه
- فعالیت هنری با عملیات آکروباسی (1334)
- فعالیت هنری با خوانندگی (1338)
- شروع فعالیت در سینما با بازی در فیلم بیم و امید
- شروع مجدد خوانندگی پس از وقفه ای طولانی در سال 1379 (کانادا)
نام فائقه را بر وزن نام مادرش فائزه برای اوانتخاب کردند. در سن دو سالگی پدر و مادرش از هم جدا شدند.گوگوش یک برادر تنی کوچکتر داشت که در سن 24 سالگی براثر رماتیسم قلبی درگذشت و سه برادر ناتنی ازپدرش و یک برادر و یک خواهر ناتنی از مادرش که بعد از جدایی با یک مردکلیمی ازدواج کرده بود دارد. درهمسایگی آنها یک خانواده ارمنی زندگی می کردندکه او را ازکودکی با نام گوگوش صدا می زدند و با اینکه گوگوش معمولا اسم مرد ارمنی است اما این اسم برای همیشه ماندگار شد و بعدها که اوکار هنری را شروع کرد همین اسم را روی خودش گذاشت. پدر او صابرآتشین درکار نمایش بود و در آن سالها در سقاخانه ها برنامه اجرا می کرد در سالهای کودکی گوگوش همراه پدرش به محل کار او می رفت وتا سه سالگی همکار پدرش در عملیات آکروباتیک روی صحنه بود و در سه سالگی با شیرین زبانی و استعداد زیاد نشان دادکه چگونه می تواندکارآوازه خوانان و رقصندگان حرفه ای را تقلیدکند وکم کم در برنامه های پدرش نقش اصلی را پیدا کرد و دو برابر پدرش دستمزد می گرفت.گوگوش در سن 8 سالگی کارخوانندگی را در برنامه های صبح جمعه رادیو ایران شروع کرد پس از آن در سنین نوجوانی شروع به اجرای برنامه درکاباره های بزرگ تهران کرد. اولین کاری که به طور مستقل اجرا کرد ترانه قصه وفا ساخته پرویزمقصدی بود. دراوخر دهه 50 همراه باگسترش استفاده از تلویزیون و برنامه های موسیقی و رقص ، این دستگاه ارتباطی جدید فضای جدیدی برای هنرنمایی های گوگوش بوجود آورد و او از این طریق توانست به مشهورترین خواننده آن دوران تبدیل شود. دامنه شهرت گوگوش و محبوبیت او خیلی سریع از مرزهای ایران فراتر رفت و درکشورهای فارسی زبان دیگر مثل افغانستان و تاجیکستان محبوبیت زیادی پیدا کرد. برای خیلی از علاقمندان و مردم در این کشورها گوگوش یکی از برجسته ترین سمبل های هنرایرانی و هنرمندی بودکه راه را برای شناسایی دیگران بازکرد. در دوران پربار اما کوتاه فعالیت های حرفه ای گوگوش درعرصه موسیقی پاپ در ایران او با ترانه سرایان و آهنگسازان متعددی همکاری کرده است که اکثرآنها شاید بهترین آثارخود را به زبان گوگوش و با کمک خلاقیت و توانایی های ویژه او توانستند به آهنگ های به یادماندنی تبدیل کنند. واروژان ، پرویزمقصدی ، جهانبخش پازوکی ، حسن شمائی زاده ، شهریارقنبری و ایرج جنتی عطائی هریک دوره ای کوتاه یا بلند اما بسیار موفق از همکاری با گوگوش را تجربه کرده اند. از یادگارهای گوگوش برای دختران ایرانی شلوار پسرانه و موی کوتاه پسرانه معروف به موی گوگوشی بود.گوگوش بعد از انقلاب ازصحنه هنر دور شد و با وجود همه فشارها و شایعات ازایران خارج نشد و حتی یکبار نیزکه برای دیدن فرزندش کامبیزقربانی از ایران خارج شده بود مجددا به ایران بازگشت تا اینکه در سال 1379 بعد از22 سال سکوت ، اولین کنسرت خود را در ترنتوی کانادا به روی صحنه برد و با آلبوم زرتشت شعری از نصرت فرزانه و آهنگی از خود گوگوش وگیتار بابک امینی به عالم هنر بازگشت
______________________________________________________-
12-شادمهر
نام:شادمهر عقیلی
هفتم بهمن ماه سال 1351 خورشیدی در شهر تهران ( خیابان هاشمی ) متولد شد . خودش دوران بچگیش را اینگونه توصیف می کند : " از بچگی به آلات موسیقی علاقه داشتم و به سمت آنها می رفتم . در کودکی با پیانو آشنا شدم و هشت ساله بودم که ویلن می زدم . ویلن را به عنوان ساز اصلی ام انتخاب کردم چون نواختن آن واقعآ کار دشوار و سختی است .
شادمهر پس از اتمام تحصیلات موسیقیایی خود در هنرستان ملی و پس از آن چندین سال کار نوازندگی برای خوانندگان دیگر تصمیم گرفت تا شانس خود را برای خواننده شدن محک بزند و سرانجام در سال 1376 با بازتر شدن فضای کار برای موسیقی پاپ این فرصت محیا شد تا شادمهر و چند خواننده دیگر به واحد موسیقی صدا و سیما رفته و تست خوانندگی بدهند .
ولین کار شادمهر با صدای خودش معبود نام داشت که در زمان خود بارها از تلویزیون پخش شد . کارهای دیگر شادمهر که در ایران ارائه شد هرکدام در زمان خود رکورد شکن بودند .
و بالاخره شادمهر به دنبال مجوز نگرفتن آلبوم آدم و حواعلی رقم میل باطنی اش تصمیم به ترک وطن گرفت تا ادامه ی زندگی موسیقیایی خود را در آنسوی آبها تجربه کند .
به همین منظور به کشور کانادا ( شهر تورنتو ) مهاجرت کرد تا در آنجا ادامه ی فعالیت های هنری خود را دنبال کند . ما حصل سه سال اقامت در کانادا دو آلبوم خیالی نیست و آدم فروش است که با استقبال بی نظیر ایرانیان در داخل ایران و سراسر جهان مواجه شد .
هم اکنون شادمهر در خارج از کشور به موفقیت های چشم گیری نایل امده و برای بیشتر خوانندگان و هنرمندان خارج از کشور آهنگسازی - تنظیم و نوازندگی می کند و کنسرت هایی در شهرهای مختلف جهان با هنرنمایی او برگزار می شود .
در حال حاضر وی در تورنتو کانادا مشغول کار است و ار تباط خود را با وطن و هوادارانش همچنان حفظ می کند تا کاری باب میل جوانان ارائه دهد و جای خود را در قلب آنها حفظ کند.

______________________________________________________
13-اندی:
نام اصلی:آندرانیک مددیان
در روز 21 آوریل یا اول اردیبهشت پسری در مجیدیه تهران به دنیا آمد.پسری ارمنی در خانواده ای دوست داشتنی.خانواه ای با 3 خواهر و 4 برادر.نام اصلی او آندرانیک مددیان بود از همان بچگی نبوغ موسیقی در این کودک بازیگوش و شیطون معلوم بود روزها گذشت و او در خانواده ای دوست داشتنی و علاقه مند به موسیقی رشد کرد و بزرگ و بزرگتر شد. مانند پدر علاقمند به موسیقی بودو برای خودش رویای زیبایی ساخته بود.بالاخره هم به آرزویش رسید.اولین گیتارش را در 14 سالگی با چوب ساخت.به گفته خودش صداهای عجیب و غریب از آن در می آمد.
به گفته خود او دوران دانشگاه سخت ترین دوران زندگیش بود.تا حدی که فقط برای یک وعده غذا پول داشت.ولی هر چه بود گذشت او همه چیز را تحمل کرد.روزی به او گفتند یک خواننده ای هست که سبکش به کار تو خیلی می خورد. می توانید یک گروه موسیقی خوب دو نفره تشکیل دهید.او کوروس بودکه بعدها با هم بهترین گروه دو نفره را تشکیل دادند.به کوروس هم همین را گفته بودند.و دست روزگار این دو را با هم آشنا کرد و یکی از پر طرفدارترین وجنجالی ترین گروه موسیقی دو نفره بعد از انقلاب را تشکیل دادند
به دنبال موفقیت آلبوم پرواز و سروصدای این دو خواننده تازه نفس محبوبیت آن دو بیش از پیش شد.وآنها کنسرتی برای طرفداران اجرا کردند.تمام بلیطها فروخته شده بود.وسالن دیگه گنجایش نداشت.عده فراوانی پشت درهای بسته مانده بودند.هفته آینده اندی و کوروس برای بچه ها و تمام کسانی که برنامه را ندیده بودند کنسرت مجانی اجرا کردند.و با مردم سرود ما همه ایرانی هستیم سر دادند. بعد از اجرای موفقیت آمیز کنسرت آن دو آلبوم سوم خود را به بازار عرضه کردند.بلا.که جهشی فوق العاده در کار آن دو بود.با ,بلا ,تو,نگاه,که آهنگ انگلیسی این آلبوم در متن یک فیلم هالیوودی قرار دادند.با آن مدل زیبای آهنگ بلا.موفقیت آن دو هر روز بیشتر از روز پیش بود.وکنسرتها با استقبال زیادی مواجه می شد در اینجا بهتر است داستانی برایتان از حضور اندی و کوروس در بین مردم تعریف کنم.یکی از طرفداران این دو دختری حدوداْ 14 ساله بود.که بیماری سرطان داشت.و در بیمارستان به انتظار مرگ نشسته بود.وقتی اندی و کوروس این ماجرا را شنیدند همراه یک هدیه که یک دستبند طلا بود به ملاقات آن دختر رفتند. به گفته خود آن دختر آن روز انقدر اندی و کوروس به من امید به آینده را دادند و اینکه باید خوب شوم و به کنسرت آن دو بروم که من تا حدودی روحیه خودم را به دست آوردم.و چون سرطان عمیقآ در وجود او ریشه نکرده بود آن دختر سلامتی خود را به دست آورد.و جالب اینجا که برایتان بگویم که آن دختر در حال حاضر فارغ التحصیل رشته پزشکی هست واندی در جشن او هم شرکت کرد و در تمام این سالها از زندگی این دختر خبر داشته و با هم در ارتباط بودند.چه لذتی دارد ارتباط با هنرمند مورد علا قه بگذریم
بیژن مرتضوی,حسن شماعی زاده وغیره.با آن عبارت زیبا در اول آهنگ لیلی:هر کس در زندگی یک لیلی دارد و این لیلی من است.تمام اینها نشان میدهد اندی در تمام این سالها عاشق بوده.عاشق چه کسی این را هیچ کس نمیداند.در کنار اندی علیرضا امیر قاسمی هم برای او ویدئو های زیبا می ساخت بعد از این آلبوم اندی آلبوم تنهایی را از شرکت کلتکس به بازار ارائه داد.شعرها از پاکسیمای نازنین ویدئو از کوجی زادوری و امیر قاسمی ,ضبط از فرخ آهی ,گروه اندی باز هم او را یاری میدهند.آهنگ زیبای تنهایی,چشمای ناز ,جاده های احساس,ناز ناز ,خوشگل محلمون, به قدری این آهنگها گل کرد که ورد زبان همه شده بود.هر پسری که میخواست با دختری دوست شود آهنگ ناز ناز را برایش میخوند.دخترها برای کنسرتهای اندی سرو دست می شکوندند.و به قول اندی که تکه کلام همیشگی اوست :خدا زیادشون کنه.در اینجا باید بگویم آلبومهای اندی همه دوازده یا چهارده آهنگ دارد.برعکس تمام خواننده ها .که این هم هزینه زیاد تری میخواهد هم پول بیشتری.در آلبوم تنهایی اندی یک آهنگ را بازسازی کرد که آن را برای مادرش ساخته بود.زمانی که مادرش ایران بوده و اندی امریکا مادرش دچارعارضه مغزی میشود و اندی در آن حال شعر این آهنگ را مینویسدو آن را در بدترین شرایط اجرا میکند.خوشختانه حال مادرش خوب میشود وبعدها مادرش عازم امریکا میشود وتمام کارهای اندی را دنبال میکند.تمام مصاحبه ها را زنده نگاه میکند.اندی هفته ای 2 بار باید با مادرش غذا بخورد.او پسر خانواده است .
_____________________________________________________
14-آرش:
نام کامل : آرش لباف
سن : 28
محل تولد : تهران
محل زندگی : مالمو ، سوئد
اعضای خوانواده : پدر ، مادر و دو برادر
شغل : خواننده ، تهیه کننده ، آهنگساز
علاقه مندی : بسکتبال ، اسکیت ، جمع آوری کلاه (به خصوص لبه دار)
ده سال اول زندگیش را در تهران سپری کرد و بعد از آن به اروپا رفت.
در اواخر دهه 80 به همراه خانواده به سوئد مهاجرت کرد.در ابتدا به شهر آپسالا و بعد از 5 سال به مالمو '' شهری که هنوز در آنجا اقامت دارد'' ، رفتند.
علاقه وصف ناپذیری به موسیقی دارد به طوری که خودش در این مورد می گوید :
'' زندگی من موسیقی است و موسیقی زندگی من است.''
در سال 2004 با انتشار اولین آلبومش ''برو برو '' به عنوان یکی از بهترین خوانندگان سوئد شناخته شد
_____________________________________________________
15-حمیرا:
نام اصلی: پروانه امیرافشاری
ایشان متولد اسفند ماه سال ۱۳۲۸ در… شهر تهران میباشند. وی از خانواده بانفوذ و سرشناس امیرافشاری که اصالتی آذری دارند میباشد. پدر ایشان صاحب ۱۵۰ شهر و روستا در منطقه شرق ایران و توابع طالقان بودند. از همان کودکی حمیرا خانه آنها به افتخار افراد بانفوذ حکومتی شاهد مراسم بزرگ با حضور هنرمندان نامی آن زمان مثل قمرالملوک وزیری، روح انگیز، بنان، ملوک ضرابی و … بود که همین انگیزه اولیه دختر خانواده برای رو آوری به آواز شد. حمیرا به دور از چشم پدر و با تشویق همسر روشن فکر و تازه از آلمان بازگشته خود با نام نویسی در تست صدا در شورای رادیو آن زمان حیرت و تحسین اعضا شورا را سبب شد و پس از آن تحت تعلیم استاد علی تجویدی و بانو ملوک ضرابی قرار گرفت. وی دو سال بعد در سن ۱۸ سالگی به یک خواننده تمام عیار تبدیل شد.
در همان سن آوازی را در دستگاه سه گاه با آهنگسازی علی تجویدی و شعری از رهی معیری به نام صبرم عطا کن را اجرا کردند که در کتاب ترانههای ماندگار این اثر به ثبت رسیده است.
وی به علت مخالفت پدر با نام مستعار حمیرا فعالیت خود را آغاز کرد اما پدر وی صدای دختر خود را میشناسد و طلاق دختر خود را از همسرش میگیرد و به مدت یک سال دختر خود در خانه زندانی میکند بعد یک سال یک سفر اروپا برای جناب امیرافشاری پیش میآید. حمیرا که از حمایت مادر خود برخوردار بود دومین اثر خود به نام پشیمانم با آهنگسازی استاد تجویدی و ترانهای از بیژن ترقی در دستگاه همایون اجرا میکند که به علت مدلاسیون اصیل و فراموش شده آن دستگاه باعث تحول عظیمی در موسیقی سنتی ایرانی میشود. پدر وی با آگاهی از اثر جدید دختر خود وی را از خانه طرد و از ارث محروم میکند. بعد از آن وی مدتی را در خانه پسر عمویش که همسر وی هما میر افشار ترانه سرای معروف بود به سر برد تا آنکه با استاد پرویز یاحقی ازدواج میکند.
صدای ایشان قابلیت سوبرآنو از ابتدا تا اوج را دارد که از کمیابترین نوع صداها میباشد. ایشان مدت شش یا هفت سال همسر آهنگساز به نام ایرانی پرویز یاحقی بودند که در این دوره زناشویی آثار ماندگاری با شعرهایی از بیژن ترقی و آهنگ های از یاحقی همچون مرانفریبی هدیه عشق بهار نو رسیده، مرا تنها نگداری، پنجرهای به باغ گل و … اجرا کرده است. وی بعد از انقلاب چند ماه در زندان به سر برد و با پرداخت مالیاتی معادل سی هزار دلار آزاد و تا اواسط سال شصت خورشیدی در ایران ماند و بعد از گذراندن مزاحمت های فراوان با همسر و دختر دو ساله اش به نام هنگامه از مرز پاکستان از ایران خارج شد و از آنجا به اسپانیا و بعد از آن به کاستاریکا در آمریکای مرکزی رفت وی در کاستاریکا دچار افسردگی شدید شد، به صورتی که مدت یک سال تحت درمان روان پزشک بود.
شوهر وی در این میان همسر و دختر خود را ترک و به امریکا مهاجرت کرد. حمیرا با کمک همسر پسر عمویش هما میر افشار به ایالت کالیفرنیا مهاجرت و کار هنری خود را از سر گرفت و در سال هفتاد و هشت خورشیدی به تومور مغزی دچار شد که به صورت معجزه آسایی از اتاق عمل نجات یافت. وی همینک در شهر لوس آنجلس زندگی میکند

_______________________________________________---
============================================
خارجی
نویسنده: ایمان موضوع: بیوگرافی خوانندگان خارجی، بیوگرافی بازیگران خارجی،
ادامه مطلب
=============
نویسنده: ایمان موضوع: بیوگرافی خوانندگان خارجی،
درست برعکس خودش که روحیه پرشور و پرانرژی ای دارد، همیشه نقش آدمهای رنج کشیده را بازی می کند. چهره پرحرارت و عمیقی دارد و کمتر پیش آمده که یک نقش تک بعدی را انتخاب کند و در سطح، بازی داشته باشد. چهره اش در اغلب فیلمها دو بعد و دو وجه متفاوت داشته که البته وجه درونی آن همیشه جذاب تر بوده است.
«داستین لی هافمن» در هشتم اوت 1937 در لس آنجلس به دنیا آمد. پدرش یک طراح مبلمان روسی الاصل و مادرش یک هنرپیشه آماتور تئاتر بوده است.
هیچ کس پیش از ورود او به سینما فکر نمی کرد که با این چهره و جثه نحیف و بینی بزرگ بتواند به یکی از محبوبترین بازیگران صاحب سبک آمریکا تبدیل شود. خودش می گوید که در اواخر دهه 60 همراه با جین هاکمن و رابرت دووال تصمیم گرفته که سینما را به صورت حرفه ای ادامه بدهد.
شروع فعالیت داستین در سینما با اوج دوران بازیگری کلینت استوود، رابرت دنیرو و آل پاچینو همزمان بوده اما از طرف دیگر شرایط ورود جوانان به عرصه بازیگری فراهم بود.
در این دوران فعالیت بازیگری برای شخصی مثل هافمن- با آن فیزیک و هیکل خاص- بیش از هر زمان دیگری ایده آل به نظر می رسید.
داستین بازیگری را شروع کرد و در هر نقشی به بازیگری پرداخت. از یانکی عجیب و غریب «بزرگمرد کوچک» تا شخصیت زن نمای «توتسی»، جوان ولگرد «کابوی نیمه شب»، مرد مستأصل «کرایمر علیه کرایمر» و دونده به انتها رسیده «ماراتن من»، جوان سرگشته «فارغ التحصیل» و بعدها «تمام مردان رئیس جمهور» و «شهر دیوانه» و ... همه و همه نقشهای متفاوتی بودند که هافمن به زیبایی در آنها به ایفای نقش پرداخت و واقعاً هم موفق نشان داد.
اوج دوران بازیگری «داستین هافمن» را باید در دهه 70 جستجو کرد. او در این سالها به همراه دنیرو و آل پاچینو عرصه بازیگری دوران خود و البته آینده را تسخیر کرده بودند.
داستین هافمن در همین دوران توانست دو بار جایزه اسکار بازیگری مرد را دریافت کند. او یک بار در سال 1979 برای فیلم «کرایمر علیه کرایمر» اسکار گرفت و یک بار هم در سال 1988 با فیلم «مرد بارانی» اسکار بهترین بازیگر مرد را دریافت کرد.البته باید چهار بار نامزدی دریافت اسکار را هم جزو افتخارات کارنامه او به حساب آورد. هافمن در سال 1967 با فیلم «فارغ التحصیل» در 1999 با «کابوی نیمه شب» در سال 1974 با «لنی» و در 1982 با فیلم «توتسی» نامزد دریافت جایزه اسکار شد.
«داستین هافمن» درست بعد از دریافت دومین اسکار بازیگری مدت زمانی دچار رکود کاری شد و تا چند وقت هیچ نقش تأثیرگذار و بحث برانگیز دیگری را بازی نکرد. تا اینکه بعد از مدتها در فیلم «شهر دیوانه» گوستا و گاوراس یک بار دیگر توجه تماشاگران و منتقدان سینما را به خود جلب کرد.
کارهای متعدد و موفقیتهای پیاپی، وکیل مدافع خسته از زندگی و بی هدف فیلم «تسویه حساب» را خسته کرده بود. به همین خاطر هافمن یک دوره سه ساله را در بیکاری گذراند و هیچ پروژه ای را برای بازیگری نپذیرفت. خود هافمن خانه نشینی این دوران را اعتراض به نحوه تولید فیلمها و بازاریابی شان در هالیوود عنوان کرد و به گونه ای معترضانه در برابر دلال بازیهای این سینما موضع گرفت.
هافمن بعد از سه سال دوری از سینما سرانجام با قبول نقشی در فیلم «راه مهتاب» دوباره به بازیگری و سینما روی آورد. او در سالهای اخیر همیشه بازی متعادلی داشته است. او در این سن و سال بیش از هر چیز به نقشی چالش برانگیز می اندیشد که پایان خوشی بر چهل سال حضورش به عنوان بازیگر سینما بشود. با این وجود او همچنان درصدد تجربه های تازه است. به عنوان مثال همیشه دوست دارد نقشی را در تجربه های بلند پروازانه سینماگران هندی داشته باشد.
فیلم «سگ را بجنبان» در سال 1997 یک بار دیگر توانایی این بازیگر کهنه کار را به اثبات رساند. او با تسلط فوق العاده اش نقش مشاور سیاسی این فیلم را به خوبی ایفا کرد.
داستین هافمن 70 ساله اکنون بعد از چهار دهه فعالیت حرفه ای در زمینه بازیگری، گزیده تر و سنجیده تر از پیش به انتخاب نقش می پردازد. هافمن در سال 2004، پنج فیلم در 2005، سه فیلم و در سال 2006 نیز، سه فیلم را روی پرده سینماها داشته است.او می گوید: دوست دارم به هر طریقی که شده از وقوع اتفاقات ناگوار جلوگیری کنم. در این سن و سال دیگر مایل نیستم با اندوه زندگی کنم؛ اما مشکلات را به عنوان بخشی از زندگی ام پذیرفته ام.
هافمن از شرایط نه چندان مساعد سینمای امروز به عنوان مانعی برای رشد استعدادها و خلاقیتهای بازیگران یاد می کند و می افزاید: ما در جوانی تصمیم داشتیم تا با یک شرکت تئاتری کوچک قرارداد خونی امضا کنیم و تا ابد برای آنها روی صحنه برویم.اما این طور شروع کردیم و اکنون با وجود همه این جوایزی که دریافت کرده ام و با اینکه در این دوران سالخوردگی دیگر انرژی جوانی ام را ندارم؛ اما هنوز شور و شوق تجربه کردن در این حرفه را دارم و به نقشهای پیشنهادی فکر می کنم. تا زمانی که این احساس در من هست با تلاش تمام ادامه می دهم و مطمئن باشید روزی که این احساس دیگر وجود نداشته باشد، داستین هافمن نیز وجود نخواهد داشت.
=================
نویسنده: ایمان موضوع: بیوگرافی خوانندگان خارجی،
ادامه مطلب
====================
نویسنده: ایمان موضوع: بیوگرافی خوانندگان خارجی،
ادامه مطلب
=======================================
نویسنده: ایمان موضوع: بیوگرافی خوانندگان خارجی،
الویس پریسلی
الویس در سال “۱۹۳۵” در شهر “تولپو” از ایالت “می سی سی پی “متولد شد.او یکی از دو پسر دوقلویی بود که خانواده پریسلی صاحب آن شدند پسر دیگر مرده به دنیا آمد تا کنایه تلخی بر زندگی مردی باشد که همواره تنها و بی رقیب بود.الویس در ده سالگی جایزه اول یک مسابقه کشف استعداد را برد و مدتی بعد در گروه نمایش دبیرستانش نیز نفر نخست شد.
در سال”۱۹۵۴” الویس که اندک اندک خود را به عنوان یک خواننده مطرح می کرد سعی کرد اولین آهنگ های خود را ضبط کند استودیوی کوچکی آن ضبط کرد.در یکی از روزهایی که گروه سر هم بندی شده مشغول ضبط بودند در وقت استراحت کار کنان و بین ضبط دو آهنگ الویس نسخه قدیمی یک آهتگ مشهور به نام mama thats alright راکه متعلق به یک خواننده هفتاد ساله بود و یک خودش آن را بازسازی کرده بود برای تفریح نواخت نسخه باز سازی شده توسط الویس بر خلاف آهنگ اصلی سرشار از ریتم و بسیار هیجان انگیز بود در حالیکه آهنگ سر زنده او تمامی اعضای گروه را به هیجان بسیاری واداشته بود.ناگهان رییس استودیو با خوشحالی به الویس گفت همین آهنگ را برای ضبط اجرا کند.دیگر روند صعودی الویس شروع شده بود رییس استودیو پس از ضبط آهنگ و آماده شدن آن برای پخش با رییس یک شبکه رادیویی محلی تماس گرفت و آهنگ را در اختیار او گذاشت آهنگ الویس چنان مورد توجه شنوندگان و خود مسؤلین شبکه که در همان شبانه روز اول بیش از سی بار به در خواست شنوندگان از رادیو پخش شد در حالیکه بقیه آهنگهای مجموعه نیز قابلقبول بودند ولی هیچ یک از جلوه های خاص برخوردار نبودند. الویس بتدریج و در عرض چند سال سیمای یک ستاره را به خود گرفت و آهنگهایش به فروشها ی میلیونی دست یافت. الویس در ۱۹ سالگی یک مرد ثروتمند٬ یک ستاره”راک اند رل”و یک آدم مشهور بود ودر حالیکه یک کودکی آرام را پشت سر گذاشته بود ناگهانبه دیای پر زرق و برق یک ستاره پرتاب شد. الویس تا سال ۱۹۵۷ به درخشش خود ادامه و سه سال پیاپی صدر جدول فروش را به خود اختصاص داد تا آنکه در همین سال به خدمت نظام فرا خوانده شد در وضعییت هنری آن زمان الویس این دو سال دوری از صحنه می توانست پایان همه چیزو یک فاجعه تمام عیار باشد اما آلن پارکر (مدیر برنامه هایش حتی اجازه نداد برای یک روز کسی در سراسر آمریکا “الویس پریسلی ” را فراموش کند و با وجود آنکه در این دو سال نه در هیچ فیلمی بازی کرد ونه به ضبط موسیقی پرداخت همه آمریکایی ها به مدد پارکر و تدبیر های تبلیغاتیش او را به خاطر داشتند .الویس پس از بازگشت از دوره سربازی در فیلمهایی چون “گاوچران٬ سر باز٬ بار بر بندر گاه٬ راننده مسابقات اتومبیل رانی و هزار یک نقش دیگر بازی کرد.ناگهان الویس به خود آمد و تسلیم وسوسه قدیمی موسیقی شد. بازگشت او به موسیقی خیره کننده بود و الویس کشف کرد که هنوز همه چیز را از دست نداده است از آهنگهای آن زمان او به نام “اذهان بد گمان” در سال ۱۹۶۹ پرفروشترین آهنگ شد.در آن زمان فشار کاری زیادی بر الویس وارد آمده بود و کنسرتها و تورهای مختلفی در سراسر جهان و برنامه کاری فشرده الویس را مجبور می ساخت که مانند یک باطری که احتیاج به شارژ داشته باشد انرژی خود را مدام تقویت سازد به این سبب به دارو های مسکن قوی که پزشک شخصی اش تجویز کرده بود روی آورد و سرانجام در شبانگاه روز شانزدهم آگوست سال ۱۹۷۷ الویس به دلیل بد خوابی ساعت ۹ شب از خواب بر خواست چند قرص آرامبخش خورد و به حمام رفت جاییکه پنج ساعت بعد او را مرده در وانی پیدا کردند در حالیکه تنها۴۲ سال از عمرش می گذشت. قطعات ” راک اند رل” او علت اصلی محبوبیتش محسوب می شود شیوه اجرای او سبب تلفیق موسیقی سیاهان و سفیدان آمریکایی شد و منبع الهام بسیاری از هنرمندان بزرگ بعدی مانند بیتلز گردید.جان لنون در خاطراتش آهنگ “هتل دلشکستگی” از الویس را انگیزه خودش برای جذب شدن به موسیقی و سبک ” راک اند رل” عنوان کرده است ٬مردی که بعدها رهبر افسانه ای گروه بیتلها شد .در سال گذشته میلادی آلبومی منتخب از بهترین آثار الویس به بازار عرضه شد تتا در کریسمس که می توانست هفتادو یکمین سالگرد تولد الویس باشد رقم باور نکردنی ۹میلیون نسخه برای فروش این آلبوم در سراسر جهان در طول یک سال اعلام شود . با نگاهی به زندگی این نابغه این فکر به ذهن خطور می کندکه شاید او چنین زندگی کرد تا اثبات کند هیچ اشتباهی نمی تواند استعدادبی بدیل او در موسیقی را حتی از فراز این همه سال خدشه دار کند در کلام آخر او سلطان موسیقی آمریکا بود و خواهد.
============================
|
عکس و بیوگرافی خواننده زیبا شکیرا Shakira -

عکس و بیوگرافی خوانندگان خارجی ،. بیوگرافی SHAKIRA شکیرا - گالری عکس بازیگران,عکس و بیوگرافی بازیگران - بیوگرافی خوانندگان ... عکسهای زیبا از شکیرا خواننده محبوب
|
|
| |
|
چهارشنبه 26 اسفند 1388 |
2 نظر |
ادامه مطالب  |
=======

نام کامل: Avril Ramona Lavigne
نام خودمانی: Avvie/Av
روز تولد: ۲۷ سپتامبر ۱۹۸۴
زادگاه: کانادا
ملیت: امریکایی
قد: ۱۵۷cm
وزن: ۴۷kg
رنگ چشم: آبی
رنگ مو: مایل به قهوه ای{خرمایی}
رنگ های مورد علاقه: مشکی و قرمز
ساز: گیتار
سایز کفش: ۷
پدر: French-Canadian{John Lavigne}
مادر: French-Canadian{Judy Lavigne}
برادر: Matthew {بزرگتر }
خواهر: Michelle{کوچکتر }
حیوان خانگی: Sam{سگ نژاد آلمانی }
مارشال بروس مترز سوم نام کامل امینم است.مارشال یکی از دست پرورده های فوق العاده با استعداد پیشکسوت و بزرگ رپ یعنی Dr.Dre می باشد که از سال ۱۹۹۹ تاکنون نامش به عنوان یکی از جنجالی ترین خواننده های رپ تثبیت شده است.امینم درک کنایه آمیز و الفاظ برنده خود را با مهارت باور نکردنی اش ترکیب کرده و با این کار به تخلیه عقده های کودکی پر رنجش پرداخته است.
می توان گفت که موفقیتهای امینم از زمانی که اولین اثر انفرادی خود را ۷ سال پیش به سمع و نظر Dr.Dre رساند به یک پیروزی سراسری در سبک رپ بدل شد.بحث و جدلی که بر سر اشعار وی سر گرفته بهترین تبلیغی است که یک موزیسین می تواند برای آثارش ترتیب بدهد.ضمن اینکه او اولین رپ خوان سفید پوست هم به شمار می آید و این در حالی است که بسیاری از رپ خوانهای سیاه پوستی که هوش و ذکاوتی بیشتر از او نداشتند حتی حاظر نبودند که برای اوجایگاهی قائل شوند.

در سال 1983 لارس جوان که تازه مدرسه فیلمسازی را پشت سر گذاشته بود به فکر ساخت سه گانه ای در مورد اروپا افتاد. اولین قسمت از این تریلوژی فیلمی شدیداً متکی بر تکنیک و تحت عنوان "عنصر جنایت" بود که در سال 1984 روانه پرده های سینما شد. این فیلم که از نظر منتقدان فیلمی با ریشه های پست مدرنیستی خوانده می شد، موفق به اخذ جایزه ویژه تکنیکی (Technical Award) از جشنواره کن و همچنین نامزدی برای دریافت نخل طلایی کن در سال 1984 شد. سه سال بعد و در سال 1987 قسمت دوم این سه گانه با عنوان "اپیدمیک" نیز به سینما راه یافت اما با اینکه این فیلم در بخش رسمی جشنواره کن به نمایش در آمد اما نتوانست موفقیت "عنصر جنایت" را تکرار کند و دست خالی از کن 88 بازگشت. عدم موفقیت "اپیدمیک" در جشنواره کن باعث شد تا فن تریر وقت بیشتری را بر روی اختتامیه سه گانه اش صرف کند. ساختن این اثر که تحت همان عنوان سه گانه، یعنی "اروپا"کلید خورده بود، 4 سال به طول انجامید و سرانجام در سال 1991 برای نخستین بار در جشنواره کن به نمایش درآمد. این فیلم که دوران پس از جنگ جهانی دوم در آلمان را به تصویر می کشد، بهت داوران جشنواره را برانگیخت و در واقع آنها را مسحور هنر فن تریر در پرداختن به مسائل اجتماعی کرد تا جایی که علاوه بر نامزدی برای دریافت نخل طلایی آن سال، این فیلم موفق به اخذ جایزه ویژه هیئت داوران و همچنین جوایز ویژه تکنیکی و بهترین دستاورد هنری از جشنواره کن سال 1991 شد.